کاریزما چیست؟
کاریزما، در اصطلاح به خصوصیت کسی گفته میشود که به شخصه و یا به عقیده دیگران، دارای قدرت رهبری فوقالعاده است. این اصطلاح اغلب در علوم سیاسی و جامعهشناسی به کار برده میشود تا زیرمجموعهای از رهبرانی را که با استفاده از نیروی توانایی شخصی خود میتوانند تأثیراتی عمیق و استثنایی در پیروان خود داشته باشند، توصیف کنند.
اما خبر خوب اینجاست: کاریزما یک خصیصه ذاتی و اکتسابی است. شما اگر فرد کاریزماتیکی هستید، میتوانید آن را تقویت کنید تا همچنان قدرتش را حفظ کند و اگر فرد کاریزماتیکی نیستید، میتوانید آن را بدست آورید… خیلی ساده.
افراد موفق تنها عادت های موفقی دارند. افراد کاریزماتیک نیز، فقط عادتهای کاریزماتیک دارند.
شخصیت کاریزماتیک، به کاراکتری گفته میشود که به سبب داشتن برخی ویژگیها الگوی سایرین محسوب میشود و حتی میتواند برای آنها الهام بخش هم باشد. شخصیتهای کاریزماتیک که در دنیا زیاد پیدا نمیشوند، افرادی هستند که میتوانند با قدرت خود جمعیت زیادی را تحت تاثیر قرار دهند و آنها را به سمت و سوی خود جذب کنند.

رفتار کاریزماتیک چگونه است؟
وقتی که برای اولین بار کسی را ملاقات میکنیم، به طور غریزی بررسی میکنیم تا ببینیم که آیا او یک دوست بالقوه است یا یک دشمن و اینکه آیا قدرت و قصد ابراز دوستی یا دشمنی خود را دارد یا خیر. قدرت و قصد، چیزهایی هستند که ما در دیگران ارزیابی میکنیم: «آیا میتواند کوهها را برای من جا به جا کند؟ آیا اصلاً برایش مهم هست که چنین کند؟»
اصلاً برای پاسخ دادن به پرسش نخست است که سعی میکنیم بفهمیم او چقدر ما را دوست دارد. به طور مشابه، وقتی یک آدم کاریزماتیک را ملاقات میکنیم، این حس به ما دست میدهد که او قدرت زیادی دارد و ما را هم بسیار دوست میدارد.
معادلهای که کاریزما را برای شما به ارمغان میآورد، بسیار ساده است. تمام کاری که باید بکنید این است که اقتدار و اشتیاق زیادی در رفتارتان داشته باشید، زیرا رفتار کاریزماتیک متشکل از این دو مبحث است. «مبارزه یا فرار؟» مسئلهای از جنس اقتدار است. «دوست یا دشمن؟» نیز مسئلهای از جنس اشتیاق است.
اما یک بعد مهم دیگر وجود دارد که زمینه ساز این دو کیفیت است: حضور فردی. وقتی مردم تجربهٔ دیدن رفتار یک فرد کاریزماتیک را توصیف میکنند، چه آن فرد کالین پاول باشد یا دالایی لاما، آنها اغلب به حضور فوق العادهٔ او اشاره میکنند.
در بحث آموزش مدیران اجرایی، «حضور داشتن» مهم ترین جنبه کاریزمای فردی است، زیرا آنها میخواهند حضور اجرایی یا مدیریتی خود را تقویت کنند و این خواسته درستی است: «حضور شما» زیربنای اصلی کاریزمای شما است، زیربنایی که همه چیز بر روی آن سوار خواهد شد. وقتی شما با یکی از بزرگان کاریزماتیک دنیا هستید، نه تنها قدرت و تعهد مشتاقانه او را احساس میکنید، بلکه این حس را نیز دارید که او کاملاً در اتاق با شما است و به معنای واقعی کلمه «حضور» دارد.

کاریزماتیک به طول کلی مترادف کلمات جذاب، دلربا و فریبنده است و افراد کاریزما دارای شخصیت فوق العاده قوی و پرشوری هستند که معمولا طرفداران زیادی دارند.
اما سوالی که ممکن است ذهن بسیاری از ما را به خود مشغول کرده باشد این است که چرا برخی افراد کاریزما و جذاب هستند و برخی نیستند؟ آیا شخصیت کاریزمایی ارثی است یا اکتسابی؟ آیا ممکن است فرد کاریزما این ویژگی خود را از دست بدهد؟
جالب است بدانید معمولا هیچ کس به صورت مادرزادی کاریزما متولد نمی شود بلکه در طول زندگی و به روش آزمون و خطا آن را در خود پرورش می دهد.
یکی از راه های عالی برای کاریزما شدن، دقت در رفتار و حالات افراد کاریزماتیک است. نیازی نیست کپی برابر اصل کسی شوید، بلکه کافیست اسرار آن ها را کشف کرده و خودتان آن را امتحان کنید تا به مرور به شخصیت افراد کاریزما نزدیک تر شوید.
در ادامه با کوکا همراه شوید تا با بارز ترین خصوصیات و ویژگی های افراد کاریزماتیک و جذاب آشنا شده و با انجام تست کاریزماتیک ساده و جالب از وجود این ویژگی شخصیتی در خود مطمئن شوید!
18 ویژگی شخصیتی افراد کاریزماتیک
1. شنوندگان خارق العاده ای هستند
پتی وود، متخصص زبان بدن می گوید: ” ممکن است تصور کنید افراد کاریزما از طریق کلماتی که به زبان می آورند چنین شخصیتی پیدا کرده اند اما داشتن شخصیت کاریزماتیک به رفتاری که افراد از خود نشان می دهند مرتبط است. اگر نوع رفتار شما با دیگران به گونه ای باشد که علاقه شما به فرد مقابل را نشان دهد، ناخودآگاه افراد دیگر نیز به سمت شما جذب خواهند شد.
افراد کاریزماتیک شنوندگان عالی هستند، تماس چشمی، خم شدن به سمت طرف مقابل، توجه نکردن به گوشی و سایر رفتارهای آن ها باعث می شود فرد در حال صحبت احساس کند تنها فرد در اتاق است و این حس خوبی است.
2. سوالات درستی می پرسند
افراد کاریزماتیک در گوش کردن مهارت خاصی دارند. یک شنونده خوب هرگز منتظر گذر زمان نیست تا خودش فرصت دوباره حرف زدن را پیدا کند، او به آن چه دیگران می گویند عمیقا گوش می دهد و در صورت صحبت کردن میان حرف های او، سوالاتی می پرسد تا اطلاعات بیشتری به دست آورده و مطمئن شود که مسائل مطرح شده را به خوبی درک کرده است.
3. با صدای رسا صحبت می کنند
اگرچه افراد کاریزماتیک شنوندگان خوبی هستند اما مهارت خوبی در قطع کردن صحبت دیگران در مواقع نیاز دارند. آن ها می دانند مردم تنها زمانی از قطع صحبت های خود توسط دیگران ناراحت نمی شوند که به گونه ای تشویق و تایید شده و روحیه شان تقویت شود.
یک فرد کاریزما هرگز فریاد نمی زند بلکه با صدای بلند و رسا تاثیر عالی روی شنوندگان خواهد گذاشت.
4. احساسات خود را نشان می دهند
احساسات هرچه که باشد، چه مثبت و چه منفی، باید با حرکات بدن و کلماتی که به زبان می آید هماهنگ باشد. شخصیت های جذاب و کاریزما هنگام بیان احساسات، چهره بی حالت و خنثی ندارند، این افراد هنگامی که خوشحال هستند حس شادی را نشان داده و حتی ممکن است فریادی از ته دل بزنند و زمانی که ناراحت هستند احساس خود را با حرکات عصبی یا حالتی مشابه آن بیان خواهند کرد.
5. واکنش های خود را کنترل می کنند
این افراد اگرچه در بیان احساسات خود عالی هستند در عین حال می توانند با توجه به شرایطی که در آن قرار گرفته اند احساسات خود را کنترل کنند. مهم نیست چقدر عصبانی باشد، او در جایی که نباید، خشم خود را نشان نخواهد داد.
6. حتی وقتی لبخند نمی زنند شاد به نظر می رسند
بدن هر فرد زمانی برای استراحت دارد که چهره و حالت او در این اوقات کاملا خنثی و بدون احساس است، جالب است بدانید افراد کاریزما حتی در این مواقع نیز شادتر از دیگران به نظر می رسند. مردم جذب کسانی می شوند که زبان بدن آن ها حتی بدون لبخند زدن حس گرمی و صمیمیت به آن ها القا می کند.
شما هم می توانید امتحان کنید، با دقت به خودتان در آینه نگاه کنید. اگر چهره تان در حالت خنثی، بیشتر به سمت ناراحت بودن گرایش دارد توصیه می شود تغییراتی در حالت چهره، نحوه نشستن و ایستادن خود ایجاد کنید.
7. همدلی می کنند حتی بدون گفتن یک کلمه!
فرد کاریزماتیک در همدردی کردن با دیگران عالی عمل می کند. هنگام صحبت با کسی که دچار غم و اندوه شدید است لبخند به چهره نمی آورد، بلکه با حالات چهره و بدن، همدردی اش را به طرف مقابل نشان داده و با این که در این لحظات هیچ کلامی به زبان نمی آورد اما فرد مقابل کاملا این همدردی را احساس می کند .
8. از حرکات رو به بالا استفاده می کنند
زبان بدن به سمت بالا مانند بالا نگه داشتن سر، گوشه های لب به سمت بالا و بلند کردن بازوان از ویژگی های افراد کاریزماتیک است که فرد را شادتر نشان می دهد. این حرکات نشانه شخصیت های رهبر است و حسی بی نظیر توام با اعتماد به دیگران القا می کند.
تحقیقات نشان می دهد حرکات رو به بالا در افراد باعث تولید ماده شیمیایی به نام اندروفین شده و اثر شگفت انگیزی روی خلق و خوی خود فرد باقی خواهد گذاشت.
9. ارتباط چشمی بدون خیره شدن برقرار می کنند
افراد جذاب با دیگران تماس چشمی برقرار می کنند که نشاندهنده دقت بالای آن ها در گوش کردن به طرف مقابل است. این تماس چشمی کاملا حرفه ای انجام می شود. فرد کاریزما به کسی زل نمی زند یا با خیره شدن به دیگران باعث رنجش و ناراحتی آن ها نمی شود.
این اشخاص از قدرت تماس چشمی به همراه لبخند و تکان دادن سر برای جذب دیگران استفاده می کنند.
10. احساسات دیگران را حدس می زنند
افراد کاریزماتیک برای درک احساسات طرف مقابل فقط به حالت های چهره بسنده نمی کنند زیرا کنترل حالات صورت اولین چیزی است که افراد برای پنهان کردن افکار خود انجام می دهند.
شخصیت کاریزما به چیزی فراتر از ظاهر فرد توجه می کند، از جمله به نشانه های ظریف و ناسازگای های چهره که ممکن است یک لبخند زورکی یا اضطراب ناشی از اشتباه باشد.
11. برای سلام و خداحافظی کردن وقت می گذارند
شخص کاریزماتیک سلام و خداحافظی های طولانی دارد، او هنگام دیدن دیگران هیجان و احساس خود را بروز داده و به گفتن جملاتی که صرفا جهت ادب یا تشریفات باشد بسنده نمی کند. این افراد، خاص و جذاب به نظر می رسند زیرا به دیگران احساس خاص و مهم بودن القا می کنند.
12. با گروه ها و فرهنگ های مختلف آشنا می شود
فرد کاریزما سعی می کند با افراد مختلف از نسل ها، فرهنگ ها و تیپ های گوناگون ارتباط برقرار کند و این باعث جذابیت بیشتر او می شود. این افراد با افراد متفاوت برخورد کرده، با انواع شخصیت ها آشنا می شوند و همین امر تجربه کافی برای رویارویی با شرایط گوناگون را به آن ها می دهد.
13. هنگام صحبت کردن تصویرسازی می کنند
این افراد هنگام سخنوری میان افراد مختلف طوری صحبت می کنند که درک بهتری به طرف مقابل می دهد. آن ها از مثال و تصاویر مختلف استفاده کرده و به طرز شگفت انگیزی جذاب و دوست داشتنی دیده می شوند.
” ماشینم مشکی براق است” با جمله ” ماشینم مثل پرهای کلاغ مشکی است” متفاوت است. در جمله دوم از تکنیک تصویر سازی استفاده شده و افراد کاریزماتیک در استفاده از این تکنیک عالی عمل می کنند.
14. تجربیات خود را با دیگران به اشتراک می گذارند
افراد کاریزماتیک به خاطر شجاعتی که دارند از تعریف کردن داستان و تجربه های خود خجالت نمی کشند، آن ها همیشه داستان های سرگرم کننده ای دارند و دیگران از شنیدن این داستان ها لذت برده و درباره آن با هم صحبت می کنند.
15. هیجان زده هستند
دوست دارید با چه نوع آدمی بیرون بروید؟ فردی که با اشتیاق درباره همه چیز صحبت می کند و هیجان زده است یا کسی که حالات و رفتار خنثی داشته و به هیچ چیز توجه خاصی نمی کند؟!
افراد کاریزماتیک روحیه هیجانی داشته و وقتی با شما هستند درباره همه چیز و از هر دری صحبت خواهند کرد، در کنار این افراد هیچ وقت احساس کسل بودن نخواهید کرد!
16. به جزئیات توجه زیادی دارند
افراد کاریزما هنگام صحبت کردن به جزئیات توجه زیادی دارند، آن ها سوالاتی مطرح کرده و صحبت را با توجه به زبان بدن طرف مقابل هدایت می کنند. فرد جذاب در شرابط مختلف آمادگی صحبت کردن درباره همه چیز را خواهد داشت، از طلا و جواهراتی که استفاده می کند گرفته تا تپق هایی که در آخرین سخنرانی محلی زده است.
17. ریسک پذیر هستند
همه از شکست می ترسند اما شخصیت کاریزماتیک با شکست خوردن شانه خالی نمی کند. او به کسی که دوست دارد پیشنهاد قرار ملاقات می دهد، برای به دست آوردن شغلی که هیچکس از او انتظار ندارد رزومه می فرستد و معمولا هم به چیزهایی بیشتر از حد انتظار دست پیدا می کند.
18. بسیار فعال هستند
افراد جذاب و کاریزماتیک طرفداران زیادی دارند زیرا معمولا در اجتماع و ارتباط با دیگران بوده و با فعالیت های مختلف از جمله باشگاه، مدرسه، کلوب های اجتماعی و غیره سعی می کند در کارهای گروهی شرکت کند.
یک فرد کاریزماتیک را هرگز مدت های طولانی جلوی تلویزیون نخواهید دید!
شخصیت های کاریزماتیک تاریخ چه کسانی بودند؟
باید قبول کنیم که پیروی از یک رهبر برایمان جذابیت دارد، رهبری که بتواند ما را برانگیزاند و در راستای رسیدن به مأموریتی مهم بهدنبال خود بکِشد. در واقع پیروی از رهبر، گرایشی فطری است. ممکن است رهبرانی وجود داشته باشند که بدون کاریزماتیکبودن هم بر مردم تأثیر بگذارند، با اینحال باید پذیرفت که کاریزما که ترکیبی است از شور و ترغیبکنندگی و جذابیت، احتمالا یکی از ویژگیهای مهم رهبران است. در برابر اشخاص کاریزماتیک، بهسختی میتوان مقاومت کرد.
مثلا سزار چاوز را در نظر بگیرید. او یکی از فعالان حقوق مدنی و کارگری و نیز سخنرانی با اندیشههای ناب بود. در عینحال، آنچه به کاریزمای او میافزود، شوروشوقی بود که در سخنانش موج میزد، نه اندیشههایش. علاوه بر این، او با تودهی مردم ارتباط خوبی داشت. این همان رمزِ کاریزمای او بود که باعث شد بتواند خیل عظیمی از مردم را بهدنبال خود بکشاند، البته باید قبول کنیم که کاریزما همیشه هم ویژگی مثبتی نیست. برخی شخصیتهای کاریزماتیک تاریخ، مردم را وادار به انجام کارهای خطرناک و نادرست میکنند.

بهعنوان نمونه، جیم جونز 900 نفر از اعضای معبد خود را وادار به خودکشی دستهجمعی در جنگلهای گویانا کرد.
در ادامه به معرفی ۱۰ شخصیت کاریزماتیک تاریخ بشر در طیفهای مختلف فکری و اخلاقی: خوب، بد، زشت میپردازیم .
۱. ناپلئون بناپارت
ناپلئون با ۱۵۷ سانتیمتر قد در زمرهی بلندقامتان تاریخ قرار نداشت و در کودکی بهخاطر ناتوانی در درست حرفزدن، مورد تمسخر واقع میشد. با وجود این، رهبری مثالزدنی بود. او افسری جوان در ارتش فرانسه، مردی باهوش، شجاع و بیباک بود و هرکس با او ملاقات میکرد، شیفتهاش میشد. بهخاطر این ویژگیها، سربازانِ تحت فرمانش در نبردهای بسیاری پیروز شدند. او در سال ۱۸۰۴ در ۳۴سالگی امپراتور فرانسه شد.

علت موفقیت ناپلئون بناپارت در رهبری، این بود که به طور غریزی چیزهای زیادی در مورد رفتار انسان میدانست، مثلا اینکه باید قدردان کسانی باشیم که در موفقیت ما نقش داشتهاند. به همین خاطر بود که پس از پیروزی ارتش در یکی از جنگها، طلا و نقرهی بهدستآمده از کشورهای فتحشده را بهعنوان غنائم و به رسم قدردانی میان سربازان خود تقسیم کرد. او همچنین میدانست باید اعتماد کسانی را که پیرو او نیستند نیز جلب کند. از این جهت، وقتی ارتش او کشوری را فتح میکرد، به شهروندان آن کشور صریحا میگفت که کاری با آنها ندارد، بلکه بر ضد رهبران مستبد و ظالم آنها قیام کرده است تا مردم را از بند جور آن ظالمان رها کند. او با این کار غالبا آن مردمان را به حامی خود بدل میکرد. علاوه بر اینها خودِ او در جنگها همراه با سربازان حاضر میشد و هر کاری از دستش برمیآمد، میکرد، حتی کارهایی را که برای دونپایهترین سربازان در نظر گرفته بودند. او با این کار، حمایت و وفاداری سربازان خود را جلب میکرد.

اما متأسفانه، بهمرور زمان از موفقیت او کاسته شد. او کشورهای بسیار زیادی را فتح کرد و در این میان ارتش او شکستهای زیادی را متحمل شد. پس از این شکستها بود که او اعتمادبهنفس خود را کمکم از دست داد و مرتکب اشتباهاتی شد: استبداد ورزید و دهان منتقدان خود را بست. ضمنا از آنجا که به افراد معدودی اعتماد داشت و به همه بدبین شده بود، جاسوسهایی را به اطراف گسیل داشت. در نهایت هم شکست خورد و 5 سالِ باقیمانده از عمر خود را در جزیرهی کوچک سنت هلنا گذراند.
۲. فیدل کاسترو
فیدل کاسترو از وقتی که در انقلاب سال ۱۹۵۹ کوبا قدرت را به دست گرفت، تا وقتی که بهخاطر بیماری در سال ۲۰۰۸ استعفا داد، با مشت آهنین بر این کشور حکمرانی کرد.
خیلی از کوباییها بهخاطر بازکردن پای کمونیسم به کشورشان از او نفرت دارند، اما انصاف این است که خیلی از مردمان فقیر کوبا بهخاطر اصلاحات اجتماعی وشخصیت جذابش طرفدار او هستند.

وقتی فیدل کاسترو قدرت را در دست گرفت، کوبا کشوری جوان بود که بهتازگی از استعمار اسپانیا در ۱۸۹۸ رها شده بود. کاسترو با کودتایی نظامی توانست فولخنثیو باتیستا، دیکتاتور کوبا را سرنگون کند و رهبری این جزیره را به دست بگیرد. او با وعدهی انتخابات و بازگرداندن حکومت مشروطه به مردم بر سر کار آمد و به همین دلیل کوباییها با اشتیاق زائدالوصفی از او حمایت کردند.
اما کاسترو به آن وعدهها عمل نکرد و با متحدشدن با اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی و آمریکاستیزی، طعم تلخ کمونیسم را به کام کوباییها چشاند. با اینکه اتحاد جماهیر شوروی در زمان حضور خود در عرصهی بینالمللی از کوبا حمایت میکرد، اقتصاد کوبا همیشه در وضعی اسفناک به سر میبرد. حالا که اثری از اتحاد جماهیر شوروی در سیاست جهان نیست، کمتر اثری از صنعت در کوبا مشاهده میشود. بیشترِ درآمد این کشور از راه توریسم و نیز فرستادن پولهایی تأمین میشود که کوباییهای شاغل در کشورهای دیگر به کشورشان میفرستند.

جالب اینجاست با اینکه کاسترو دیگر در میان کوباییها نیست و با اینکه سالهای درازی را به شکل حکومت مادامالعمر بر مسند قدرت نشسته بود، کوباییها همچنان او را دوست دارند. کوباییها از اینکه کاسترو، برخلاف بسیاری کشورها، یکتنه در برابر آمریکا ایستاد یا از نفوذ و تهاجم فرهنگی آن جلوگیری کرد، احساس غرور میکنند. کاسترو ایالات متحدهی آمریکا را بهخاطر بسیاری از مشکلات اقتصادی کوبا سرزنش میکرد. فیدل کاسترو نطام خدمات درمانی رایگان را برای کوباییها به ارمغان آورد، نژادپرستی را در جامعهی کوبا کمرنگ کرد و آموزش رایگان را از دبستان تا دانشگاه به کوباییها هدیه کرد. حالا بهجای او، برادرش رائول در قدرت است. باید منتظر ماند و دید حالا که رهبر جدید کوبا از کاریزمای فیدل کاسترو برخوردار نیست، کوباییها همچنان از اقتصاد معیوب کوبا راضی خواهند بود یا نه.
۳. وینستون چرچیل
چرچیل مردی پرشور و انرژی و مصمم بود. او پدری انگلیسی و مادری آمریکایی داشت. وضع درسی چرچیل در مدرسه معمولی بود، اما میتوانست بچهها را بهدنبال خود بکشاند و وقتی هم که احساس میکرد حق با اوست، هرگز تسلیم نمیشد. او در جوانی وارد عرصهی سیاست شد و در سال ۱۹۲۴ به صدراعظمی بریتانیا رسید که یکی از درجات بسیار بالا در دولت بریتانیا بعد از نخستوزیری است.

در دهههای ۲۰ و ۳۰ میلادی، یعنی هنگامی که چرچیل جنگطلبتر بود و حس میکرد با رویکارآمدن نازیها در آلمان، خطر جنگ در کمین است، بریتانیا سیاست صلحآمیزی اتحاذ کرده بود. این باعث شد چرچیل با نخستوزیر بریتانیا، استنلی بالدوین و همینطور دیگران مشاجرات زیادی بکند. اما در سال ۱۹۴۰ که بریتانیا وارد جنگ جهانی دوم شد، چرچیل به منصب نخستوزیری رسید. درست همین هنگام بود که مردم با شوروشوق از او حمایت میکردند. چرچیل در طول مدت جنگ خطابههای پرشور و تحریککنندهی زیادی برای متفقین جنگ جهانی دوم و شهروندان بریتانیا ایراد کرد. یکی از جملات بسیار مشهور چرچیل، در هجدهم ژوئن ۱۹۴۰ به گوش جهانیان رسید، یعنی درست زمانی که فرانسه در حال تسلیمشدن در برابر هیتلر بود و بریتانیا را مقابل آلمانیها تکوتنها رها کرده بود: «پس بیایید به وظیفهی خود عمل کنیم و به یاد داشته باشیم که اگر بریتانیا و کشورهای مشترکالمنافع هزار سالِ دیگر هم پابرجا باشند، مردمان خواهند گفت که این بهترین دورهی تاریخشان بوده است.»
چرچیل برای اینکه تصویر روشن و متمایزی از خود در اذهان مردم برجا بگذارد، در تصاویر و کاریکاتورهای سیاسیِ روز از مشخصات منحصربهفرد بسیاری نظیر کلاه، عصا، سیگاربرگ و پاپیون استفاده میکرد.
جالب این است که چرچیل با کارکنان خود برخورد بد و بیادبانهای داشته، اما در بین تودهی مردم چهرهای محبوب بوده است. کارکنان و زیردستانش او را دوست میداشتند، اما علت این علاقه نقش او در مقام رهبر بود، نه اینکه لزوما گرم، مهربان و دوستداشتنی باشد. بریتانیا و متفقینش در سال ۱۹۴۵ در جنگ جهانی دوم پیروز شدند. چرچیل در انتخابات پس از جنگ رأی نیاورد، اما بین ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۵ بار دیگر بر صندلی نخستوزیری تکیه زد.
۴. ماهاتما گاندی
ماهاتما گاندی در کودکی بیمار و ضعیف بود و عملکرد درسی متوسطی داشت. او در بزرگسالی وکیل شد، اما از آنجا که فردی خجالتی بود، نتوانست وکیل قابلی باشد. بروز رفتارهای نسنجیده و گستاخانه از جانب او محتمل بود و اصلا کاریزما نداشت، مگر وقتی که واقعا عصبانی میشد.

گاندی در سال ۱۸۹۳ بهقصد وکالت به آفریقای جنوبی رفت و با قطار در آن کشور سفر کرد. یک روز با اینکه بلیت درجهیک داشت، مرد سفیدپوستی مانع نشستن او در قسمت درجه یک قطار شد و به همین خاطر نگهبان، او را از قطار پیاده کرد. ناگهان در تاریکی اتاقِ انتظار ایستگاه، الهامی بر قلب او وارد شد. ظرف یک هفته پس از آن ماجرا، شروع کرد به ایراد سخنرانیهای پرشور و ضد تبعیض نژادی. او لباسهای تولید بریتانیا را با وجود علاقهی زیادش به آنها از تن درآورد و بهجای آن، لباس سفید و سادهی کشاورزان هندی را بر تن کرد. دیری نپایید که جرقهی اعتراض صلحآمیز از طریق نافرمانی مدنی در ذهن او شکل گرفت و از این سیاست در راستای حمایت از حقوق بشر و برابری سیاسی استفاده کرد.
گاندی پس از اینکه به تغییر برخی قوانین تبعیضآمیز در آفریقای جنوبی کمک کرد، در سال ۱۹۱۵ به هند بازگشت. هنوز مدت چندانی از بازگشت او به هند نگذشته بود که توانست مردم را برای مبارزهی صلحآمیز با استعمار بریتانیا به قیام وا دارد.
او بهطورخاص، از مردم دعوت کرد هرچیز انگلیسیای را تحریم کنند:
لباسهای ساخت بریتانیا، دانشگاههای بریتانیا و حتی قوانین بریتانیایی را. در یکی از آن قوانین انگلیسی تصریح شده بود که هندیها حق تولید نمک ندارند، بلکه در عوض باید نمک خود را از کارخانههای دارای گواهی بخرند و حال آن که همهی این کارخانهها در تملک بریتانیا بودند. از این رو در سال ۱۹۳۰، گاندی راهپیمایی ۲۴روزهای بهسمت دریا به راه انداخت که بعدها «رژهی بزرگ دریایی» نامیده شد. صدها هزار نفر از مردمان هند در آن راهپیمایی شرکت کرده بودند؛ وقتی آنها به دریا رسیدند، از دریا برای تولید نمک مورد نیازشان استفاده کردند.
تاکتیکهای گاندی مفید واقع شدند. هند در سال ۱۹۴۷ استقلال پیدا کرد و کشور جدید پاکستان نیز از به هم پیوستن مناطقِ عمدتا مسلماننشین شمال شرق و شمال غرب هند تأسیس شد. متأسفانه در سال ۱۹۴۸ یکی از هندوهای ملیگرا که از گاندی بهخاطر مدارا با مسلمانان هند نفرت داشت، او را ترور کرد.
۵. آدولف هیتلر
آدولف هیتلر اجتماعی نبود. او در ۱۶سالگی ترک تحصیل کرد تا در وین به نقاشی بپردازد، اما در این هنر ناکام ماند. او در برقراری روابط صمیمی با افراد دچار مشکل بود، نمیتوانست در بحثهای فکری وارد شود و وجودش لبریز از تعصب بود. با همهی اینها، دو سال بعد از اینکه در سال ۱۹۱۹ به حزب کارگران آلمان (که بعدا به «حزب نازی» تغییر نام داد) پیوست، توانست به رهبر این حزب تبدیل شود.

آلمانیها در جنگ جهانی اول شکست خورده بودند و بهخاطر این شکست، در قحطی، گرسنگی و تحقیر فرو رفته بودند. هیتلر با وعدهی نجات و رستگاری آلمان که آن را تقریبا به شکلی مذهبی جلوه میداد، بر سر کار آمد. او با دموکراسی سر سازش نداشت و به آلمانیها میگفت آریاییاند و به همین خاطر از همهی انسانهای دیگر برترند. هیتلر دشمنانی برای آلمان تعریف کرده بود و مرتب علیه آنها حرف میزد؛ این دشمنان کسانی جز کمونیستها و یهودیان نبودند. او مأموریتی روشن در ذهن داشت و بسیار تلاش میکرد جهان را دربارهی این مأموریت متقاعد کند. اینها همه، رازورمز رهبری کاریزماتیک است. میلیونها آلمانی که سابقهی شنیدن این پیامها را داشتند، تسلیم سحر و جادوی هیتلر شدند و او را مانند خدا پرستیدند. شاید تعجب کنید اگر بدانید هیتلر رهبری مهربان بوده است. دیری نپایید که اکثر مردم آلمان بدون قیدوشرط از او تبعیت میکردند.
بخشی از کاریزمای هیتلر وابسته به اعتقاد راسخ او به برتری آلمانیها بود و نیز تأکید بر این نکته که آلمان برای تسخیر کل اروپا به رهبری جز هیتلر نیاز ندارد. پس از اینکه او به راحتی چندین کشور اروپای غربی را به تصرف خود درآورد، باور این نکته کار سختی نبود. با تسخیر این چند کشور، هیتلر دیگر نمیدانست تصرف کل اروپا چه خطراتی برایش به همراه دارد. ارتش آلمان بهرهبری او توانست در جنگ جهانی دوم، در گیرودار نبرد با بریتانیا و اشغال کشورهای دیگر، روسیه را هم اشغال کند.
او همچنین تمام یهودیان ساکن در کشورهای اشغالیاش را یا میکشت یا به اردوگاه میفرستاد. وقتی آمریکا، بریتانیا و روسیه، آلمان را محاصره کردند، پیروان هیتلر از او ناامید شدند و نهایتا پس از تسلیمشدن آلمان در ۱۹۴۵، هیتلر دست به خودکشی زد.
۶. مارتین لوتر کینگ
مارتین لوتر کینگ رؤیایی در سر داشت که هیچ وقت نتوانست تعبیر آن را ببیند. او از پیشگامان نهضت حقوق مدنی در آمریکا به شمار میرود. این نهضت در همان دوره، رهبران سیاهپوست بسیاری داشت، اما کینگ بود که از بین آنهمه درخشید، چراکه توانست با سخنرانیهای خود تودهی مردم را برانگیزاند و تعهد خود به اعتراض مسالمتآمیز را وجهالمصالحه قرار ندهد.

کینگ در سال ۱۹۲۹ در آتلانتا به دنیا آمد. او مردی تحصیلکرده بود و از دانشگاه بوستن مدرک دکتری گرفته بود. در سال ۱۹۵۵ رهبریِ تحریم اتوبوسهای مونتگومری آلاسکا را به عهده گرفت. در آنجا، سیاهان مجبور بودند فقط سوار قسمت عقبی اتوبوس شوند و در واقع نوعی تفکیک نژادی بر اتوبوسها حاکم بود، اما سیاهان با تحریم اتوبوس و سوارنشدن بر آن، اصرار میکردند که اجازه دارند در جای دلخواهشان در اتوبوس بنشینند. موفقیت این تحریم (که حدود یک سال به طول انجامید) باعث شد مارتین لوتر کینگ سردمدار نهضت حقوق شهروندی شود.
کینگ بهخاطر سخنرانیهای پرشور خود هم شهرت دارد. یکی از این سخنرانیها که بسیار بهیادماندنی بود، خطابهی «رؤیایی دارم» است که کینگ در سال ۱۹۶۳ آن را طی راهپیمایی مردمی در واشینگتن.دی.سی ایراد کرد. در آن هنگام، هزاران نفر از مردمی که به انواع نژادها تعلق داشتند، دور هم جمع شده و خواهان تصویب قانون حقوق شهروندی شدند. این راهپیمایی که ۲۵۰هزار نفر در آن شرکت کرده بودند، در آن دوران بزرگترین راهپیمایی در طول تاریخ پایتخت ایالات متحده بود. سخنرانی مارتین لوتر کینگ در آن راهپیمایی هم یکی از خطابههای بسیار عالی در تاریخ آمریکا شناخته میشود. در سال ۱۹۶۴، کنگرهی آمریکا قانون حقوق شهروندی را تصویب کرد که بهموجب آن، تبعیض براساس نژاد، دین و جنسیت جرم شناخته میشود.
البته کینگ دشمنان بسیاری داشت:
هم از سیاهان و هم از طیف نژادپرستان. سیاهان بهخاطر رویکرد مسالمتآمیز او، با او دشمن بودند و نژادپرستان هم میخواستند تفکیک نژادی در جامعهی آمریکا به قوت خود باقی باشد. در سال ۱۹۶۸، مارتین لوتر کینگ در بالکن مسافرخانهای واقع در ممفیس ایالت تنسی ترور شد و جان باخت. او بهخاطر کمک به کارگرانِ درحالاعتصاب شهرداری در آن هتل اسکان داشت.
۷. مالکوم ایکس
مالکوم ایکس زندگی پرتلاطمی داشت، اما علیرغم این تلاطمها و فقدان تحصیلات، بهرهبری قدرتمند بدل شد که توانست هزاران نفر از سیاهپوستان را به فرقهی«ملت اسلام» وارد و حس غرور نژادی را در آنها بیدار کند.
مالکوم ایکس با نام اصلی «مالکوم لیتل» در اوماهای ایالت نبراسکا به دنیا آمد. پدر او، ارل لیتل، مبلّغی مذهبی و فعال حقوق شهروندی بود. بهخاطر فعالیتهای مدنی پدر، گروههای برتریطلب نژاد سفید، خانوادهی او را مدام آزار میدادند. خانوادهی لیتل برای فرار از این آزار و هجمه، به ایست لنسینگ میشیگان کوچ کردند، اما در سال ۱۹۳۱ برتریطلبان نژاد سفید پدر مالکوم ایکس را ترور کردند و به قتل رساندند. مادر او، لویی، هرگز نتوانست از اندوه ناشی از مرگ پدر مالکوم بهبود یابد و در نهایت در بیمارستان روانی بستری شد.

به این ترتیب مالکوم سر از مواد مخدر و گروههای خلافکار درآورد. پس از اینکه در سال ۱۹۴۶ به زندان افتاد، شروع به مطالعه کرد. در این مدت، هر چیزی را که به دستش میرسید، با ولع میخواند. در همین دوره به «ملت اسلام» پیوست؛ ملت اسلام نام فرقهای مذهبی متشکل از مسلمانان سیاهپوست بود که باور داشتند سیاهان باید دولت مستقل خود را تشکیل بدهند. مالکوم نام خانوادگی لیتل را حذف کرد، چون آن را نامی مختص بردهها میدانست و در عوض نام خانوادگی ایکس را برگزید که یادآور اجداد گمنام سیاهپوستش بودند. دیری نگذشت که تبلیغ را آغاز کرد و به سیاهپوستان گفت که باید برای برقراری دولتی مستقل دست به انقلابی خشونتآمیز بزنند. مالکوم ایکس فردی پرشوروشوق بود و بهطور ذاتی استعداد سخنرانی داشت. وقتی در ۱۹۵۲ از زندان آزاد شد، ملت اسلام ۴۰۰ عضو داشت. هشت سال بعد، بهیُمن تلاشها و کاریزمای او این عدد صد برابر شد و به ۴۰هزار نفر رسید.
در سال ۱۹۶۴، وقتی مالکوم ایکس فهمید که الیجا محمد، رهبر فرقهی ملت اسلام، برخلاف تعلیمات اسلام مرتکب زنا شده است، از آن فرقه بیرون رفت. او بهقصد انجام مراسم حج به مکه رفت و سپس به اسلام سنتی گروید. در همین مدت، خشونت و عصبانیت درونیاش رنگ باخت و نژادهای دیگر را هم به رسمیت شناخت. او دریافته بود که برای رسیدن به اهدافش نیازی به خشونت نیست. متأسفانه در سال ۱۹۶۵، وقتی برای سخنرانی در منتهن نیویورک در حال آمادهشدن و رفتن روی جایگاه بود، سه عضو فرقهی ملت اسلام به جایگاه یورش بردند و او را هدف گلولهی خود قرار دادند. ایکس بلافاصله در همانجا و در ۳۹سالگی جان باخت.
۸. نلسون ماندلا
نلسون ماندلا در ۱۹۱۸ در خانوادهای سلطنتی از قبلیهی ثمبو در آفریقای جنوبی به دنیا آمد. در آن زمان سفیدپوستها کشور آفریقای جنوبی را اداره میکردند و او سیاهپوست بود. حتی خانوادهی سرشناسی که در آن به دنیا آمده بود هم نمیتوانست او را از سیستم ظالمانهی تفکیک نژادی موسومبه «آپارتاید» نجات دهد. ماندلا بلافاصله بعد از ورود به دانشکده، درگیر اعتراضات گوناگونی علیه تبعیض نژادی شد. در ابتدا، او مایل بود برای استیفای حقوق شهروندیِ تمام شهروندان در آفریقای جنوبی از روشهای مسالمتآمیز استفاده کند، نظیر اعتصاب و تحریم، اما درسال ۱۹۶۲، وقتی پلیس سفیدپوست ۶۹ نفر از معترضان سیاهپوست را در شاپرویل کشت، ماندلا بهعنوان رهبر یک سازمان فعال حقوق شهروندی، یعنی کنگرهی ملی آفریقا (ANC)، به استقبال برخی روشهای مقاومت خشونتآمیز رفت.

پس از اینکه فعالیت کنگرهی ملی آفریقا در سال ۱۹۶۲ ممنوع اعلام شد، ماندلا بهاتهام خرابکاری، خیانت و اقدام خشونتآمیز علیه امنیت ملی دستگیر شد. در طول محاکمهی هشتماههاش، طی سخنانی توانست چهرهی خود را در عرصهی بینالملل در اذهان مردم جهان ثبت کند. او در یکی از جملات پایانی سخنانش گفته بود: «من خواهان جامعهای آزاد و دمکراتیک هستم که در آن تمام افراد در صلح و صفا و با فرصتهای
برابر زندگی کنند. اینرویائیا
ست که من برای تعبیرشدن آن زندگی میکنم. اما اگر لازمهی تعبیر این رؤیا مرگ باشد، با آغوش باز از آن استقبال خواهم کرد.»
ماندلا ۲۷ سال از عمر خود را در زندان بود و اکثر این دوران را با اعمال شاقه گذراند. اما در این دوره توانست در حقوق مدرک بگیرد، بیانیههای سیاسی را مخفیانه به بیرون از زندان بفرستد و زندگینامهی خود را بنویسد. دوران طولانی حبس او توانست هالهای از رمزوراز بر گرد چهرهاش ترسیم کند و برای او بهعنوان مبارز راه آزادی، اعتبار ایجاد کند. سرانجام در سال ۱۹۹۰، تحت فشارهای بینالمللی، هم او از زندان آزاد شد و هم رژیم آپارتاید از بین رفت. چند سال بعد، در ۱۹۹۴، در اولین انتخابات پارلمانیِ چندنژادی، بهعنوان اولین رئیسجمهوری آفریقای جنوبی برگزیده شد. در سال ۱۹۹۹، ماندلا از سیاست کنارهگیری کرد، اما باز هم تا هنگام مرگ به ترویج صلح و عدالت اجتماعی در سراسر جهان ادامه داد.
۹. اوا پرون
شاید بهخاطر محبوبیت نمایش موزیکال «اویتا»، او را به همین نام بشناسید. اما مهم نیست او را اویتا بنامید یا اوا پرون، چراکه به هر حال ماریا اوا دوارته پرون در قرن بیستم میلادیتاثیرشگرفی بر زندگی میلیونها آرژانیتی گذاشت. او در سال ۱۹۱۹ در شهر کوچک لوس تولدوس به دنیا آمد. در جوانی به بوینس آیرس رفت تا بازیگر شود. بااینکه استعداد چندانی در بازیگری نداشت، توانست به موفقیتهایی دست یابد. اما وقتی در سال ۱۹۴۵ با خوان پرون ازدواج کرد، زندگیاش دگرگون شد.
خوان پرون سرهنگ و افسر دولت بود و در سالی که با اوا ازدواج کرد رئیسجمهوری آرژانتین شد. اوا فن بیان خوبی داشت و بلافاصله تصمیم گرفت به عنوان بانوی اول آرژانتین برای استیفای حقوق زنان و کمک به محرومان و فقرا از این موهبت ذاتی استفاده کند. او با فقرا ارتباط خوبی داشت و آنها را «پابرهنگان من» مینامید. او همچنین برای کمک به فقرا بنیادی تأسیس کرد که اغلب شخصا به آن پول میداد.

اوا وزیر بهداشت و وزیر کار آرژانتین بود، اما در جامعهی مردسالار آن دوران آرژانتین، این امری بیسابقه بود. چیزی نگذشت که اوا پرون همزمان محبوب و مبغوض میلیونها نفر شد: محبوب کسانی که به آنها کمک میکرد و مبغوض کسانی که یا فکر میکردند زنان نباید فعال سیاسی باشند یا از حکومت خودکامهی شوهر اوا ناراضی بودند.
در سال ۱۹۵۱ که شوهر اوا مجددا نامزد ریاستجمهوری شده بود، برخی اصرار داشتند اوا معاوناول پرون بشود. ارتش مخالف این موضوع بود و اوا هم آن را نپذیرفت. او در ۱۹۵۲ در ۳۳سالگی و بر اثر سرطان درگذشت. اوا در این عمر کوتاه توانسته بود به بسیاری چیزها در زندگی دست یابد. هزاران نفر به واتیکان پیشنهاد کردند او را در زمرهی قدیسان قرار دهد.
۱۰. آنگ سان سو چی
آنگ سان سو چی که طی دو دهه در وطن خود، میانمار، (برمهی سابق) زندانی بود، به نماد آزادی کشورش تبدیل شده است. او دختر مؤسس ارتش مستقل برمه است؛ پدرش که با بریتانیا بر سر استقلال برمه رایزنی میکرد، سرانجام ترور شد.
سو چی در انگلستان، بههمراه همسر بریتانیایی و فرزندانش زندگی معمولی داشت تا آن که برای مراقبت از مادر بیمارش به برمه بازگشت. در آن هنگام، از او خواستند رهبری نهضت دموکراسیخواهی را بر عهده بگیرد. در ۱۹۸۸، بهامید بازگرداندن دموکراسی به وطن خود، نیممیلیون نفر را از طرف لیگ ملی برای دموکراسی مورد خطاب قرار داد. طبیعتا هیئت نظارت برمه که آن کشور را با حکومتنظامی ظالمانه اداره میکرد، از ایدهی او استقبال نکرد.

بااینکه حزب سو چی در انتخابات عمومی سال ۱۹۹۰ پیروز شد، هیئت نظارت نتایج را بهنفع رقیب سو چی برگرداند، او را در حصر خانگی قرار داد و خود قدرت را در دست گرفت. هیئت نظارت برمه با این شرط که سو چی برمه را ترک و از سیاست کنارهگیری کند، حاضر به برداشتن حصر خانگی بود، اما سو چی این شرط را نپذیرفت و اعلام کرد بااینکه ممکن است خانوادهی خود را هرگز نبیند، آماده است تا پای جان به مردم برمه خدمت کند
کاریزماتیک ترین بازیگران مرد ایران
-بهروز وثوقی
بیوگرافی مختصر:
هنر پیشه معروف ایرانی که در اسفند ماه ۱۳۱۶ در خوی به دنیا آمده.
او در آغاز کارمند اداره دارایی بود و طعم زندگی کارمندی را چشیده است.
بهروز وثوقی با بازی در فیلم های مسعود کیمیایی به یک سوپر استار تبدیل شد.
از نظر بیشتر بازیگران موفق ایرانی ، بهروز وثوقی بهترین بازیگر تاریخ سینمای ایران است.
قهرمان همیشگی سینمای ایران در حال حاضر در ایالت کالیفرنیا آمریکا ساکن است.

علت کاریزماتیک بودن(ویژگی خاص):
هنر نمایی در نقش های متعدد و قابل لمس برای مردم.
داشتن یک شخصیت اصیل و پر احساس.
-ناصر ملک مطیعی
بیوگرافی مختصر:
بازیگر توان مندی که در ابتدا معلم ورزش دبستان بود.که بعد از گذشت زمان وارد سینما و تئاتر شد.
ناصر ملک مطیعی پس از انقلاب اسلامی ایران کم رنگ شد و در هیچ فیلمی ایفای نقش نکرد.
هنر پیشه ای که استاد بازی کردن در نقش های پهلوانی و کلاه مخملی بود.
ناصر ملک مطیعی با کارگردان های مهمی از جمله ایرج قادری همکاری داشته است.

علت کاریزماتیک بودن(ویژگی خاص):
تبدیل شدن به یک قهرمان اسطوره ای در افکار مردم.
داشتن یک شخصیت افتاده و دست گیر.
-علی نصریان
بیوگرافی مختصر:
چهره ی ماندگار هنری ایران استاد علی نصریان در بهمن ماه سال ۱۳۱۳ دیده به جهان گشود.
بزرگ آقایی که بزرگی برازنده اوست.
او در سال ۱۳۸۰ توسط رئیس جمهور وقت نشان درجه یک هنری را دریافت کرد.
فیلم گاو نخستین فیلم سینمایی بود که استاد نصریان در آن ایفا نقش کرد.
همه ی ما نقش های ماندگار او را در سریال های سربداران و هزار دستان به خاطر داریم.

علت کاریزماتیک بودن(ویژگی خاص):
مصمم بودن در کار و حرفه.
هم سو شدن و به روز شدن با شرایط جدید هنری.
-پرویز پرستویی
بیوگرافی مختصر:
فرزند یک کشاورز زحمت کش و با اصالت آذری که در دوم تیر ماه سال ۱۳۳۴ به دنیا آمد.
او دورانی را در محله دروازه غار تهران سپری کرد.
بازیگری که هم دروازه بان فوتبال بوده و هم منشی دادگستری تهران.
پرویز پرستویی با کارگردان های موفق حال حاضر ایران از جمله ابراهیم حاتمی کیاه ، کمال تبریزی ، رضا میر کرمی ، مجید مجیدی و داود میر باقری همکاری داشته است.
او در حال حاضر یکی از بهترین هنرپیشگان ایران است که توانسته بسیاری از جوایز هنری داخلی و بین المللی را کسب کند.

علت کاریزماتیک بودن(ویژگی خاص):
توجه به درد ها و مشکلات مردم در جایگاه یک هنرمند.
داشتن یک شخصیت متین و پر احساس.
-جمشید هاشم پور
بیوگرافی مختصر:
هنرمند توانایی که به جمشید آریا معروف است . او در سوم فروردین ماه سال ۱۳۲۳ در اردبیل به دنیا آمد.
هاشم پور تا دیپلم ریاضی ادامه تحصیل داد.او با قدرت یکی دیگر از سوپر استار های دهه هفتاد سینمای ایران است.
جمشید هاشم پور با بازی در نقش های متفاوت توانایی های خود را اثبات کرده است.
او به تازگی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مکمل مرد را در جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم دارکوب از آن خود کرد.

علت کاریزماتیک بودن(ویژگی خاص):
داشتن اعتماد به نفس بالا در فعالیت های هنری
داشتن زبان بدن و بادی لنگویج منحصر به فرد
-ابوالفضل پور عرب
بیوگرافی مختصر:
سومین فرزند یک خانواده فرهنگی که در سال ۱۳۳۸ در شهر ری به دنیا آمد.
ابوالفضل پور عرب با بازی در فیلم عروس در سینمای ایران درخشید و او در دهه هفتاد چهره اول و سوپر استار سینمای ایران بود.
پور عرب با آناهیتا نعمتی ازدواج کرد و بعد ها بنا به دلایلی از هم جدا شدند.
او در سال ۱۳۸۹ دچار بیماری سرطان شد که به خواست خداوند در حال حاضر از شرایط جسمانی خوبی برخوردار است.

علت کاریزماتیک بودن(ویژگی خاص):
چهره اول هنری دهه هفتاد ایران و سوپر استار بودن.
داشتن یک شخصیت مردمی و صمیمی.
-فریبرز عرب نیا
بیوگرافی مختصر:
بازیگر خوش ذوق ایرانی که در سال ۱۳۴۳ به دنیا آمد.بیشتر شهرت او به خاطر بازی در سریال مختار نامه است.
عرب نیا پس از اخذ دیپلم برای ادامه تحصیل در رشته مدیریت عازم آنکارا شد اما تحصیل در رشته مدیریت را نیمه تمام کنار گذاشت و به تحصیل و آموزش دیدن به صورت تخصصی در رشته سینما پرداخت.
عرب نیا بنا به دلایلی در آخرین سکانس فیلم سینمایی چ ایفای نقش نکرد.
او به متون روان شناسی و موفقیت و خود شناسی علاقه بسیاری دارد.

علت کاریزماتیک بودن(ویژگی خاص):
مسلط به سیاست های رفتاری
خوش تکنیک بودن در فعالیت کاری
-مهران مدیری
بیوگرافی مختصر:
یک هنرمند حرفه ای که فقط در یک موضوع هنری فعالیت ندارد.
مهران مدیری در هجدهم فروردین ماه سال ۱۳۴۶ به دنیا آمد.
مجله معتبر نیورک تامیز در سال ۲۰۰۹ مهران مدیری را بیستمین فرد قدرت مند ایران خواند.
مهران مدیری هنرمندی است که فقط در یک میدان هنری فعالیت ندارد.
او در سینما ، شبکه خانگی ، رادیو ، تاتر ، موسیقی و صدا و سیما کار هایی ارزنده ای از خود به جا گذاشته است.
او با برنامه دورهمی تبدیل به یکی از کاریزماتیک ترین افراد ایران شد.
مدیری به واسطه قدرت خود در فعالیت های هنری توانسته افراد زیادی را به جامعه هنری معرفی کند.

علت کاریزماتیک بودن(ویژگی خاص):
آگاه بودن به بالاترین میزان سیاست رفتاری
داشتن یک شخصیت انعطاف پذیر و درک کننده
-رضا عطاران
بیوگرافی مختصر:
چهره ی طناز و دوست داشتنی سینمای ایران در بیستم اردیبهشت ماه سال ۱۳۴۷ در مشهد مقدس به دنیا آمد.
او یکی از پر سود ترین بازیگران و کارگردانان ایرانی است.
و فیلم های سینمایی رضا عطاران تحول عظیمی در فروش گیشه های سینما به وجود آورد.
رضا عطاران از جمله بازیگرانی است که هم در صدا و سیما موفق بوده و هم در سینما.
و او توانسته چهره های هنری زیادی را به صنعت سیمنا معرفی کند.

علت کاریزماتیک بودن(ویژگی خاص):
داشتن یک شخصیت طناز و خوش برخورد
مسلط بودن به مفهوم ارتباط موثر با مردم
-شهاب حسینی
بیوگرافی مختصر:
سوپر استار حال و حاضر سینمای ایران در چهاردهم بهمن ماه ۱۳۵۲ دیده به جهان گشود.
بی شک شهاب حسینی یکی از بازیگران پر افتخار در عرصه داخلی و بین المللی است.
او با بازی در فیلم سیمنایی رخساره اولین تجربه ی سینمایی خود را ثبت کرد.
حسینی علاوه بر بازیگری در کارگردانی مهارت بالایی دارد.فیلم ساکن طبقه وسط جدید ترین ساخته سینمایی شهاب حسینی است.
او در طی مراسمی جایزه بین المللی خود را به امام زمان (عج) تقدیم کرد.

علت کاریزماتیک بودن(ویژگی خاص):
آگاه بودن به نکته های جذابیت رفتاری
داشتن یک شخصیت سالم و انعطاف پذیر
-محمد رضا گلزار
بیوگرافی مختصر:
اصلیت محمد رضا گلزار آذری است و او در سال ۱۳۵۶ به دنیا آمد.
گلزار فارغ التحصیل رشته ی مهندسی مکانیک است و سابقه بازی در بسیاری از تیم های والیبال را دارد.
او در مدت زمانی گیتارسیت گروه آریان بوده است.
نخستین تجربه ی سینمایی او فیلم سام و نرگس به کارگردانی ایرج قادری است.
گلزار در حال حاضر به طور جدی در موسیقی پاپ فعالیت می کند.
بی شک او یکی از دوست داشتنی ترین چهره های حال و حاضر ایران است.

علت کاریزماتیک بودن(ویژگی خاص):
جذابیت ظاهری بالا
آگاه بودن از رمز و راز های شیک پوشی
-نوید محمد زاده
بیوگرافی مختصر:
چهره ی خاص و جذاب این روزهای سینمای ایران در سال ۱۳۶۵ در کاشمر به دنیا آمد.
او یکی از بازیگران خوش تکنیک و کاربلد ایرانی است.
او در بسیاری از نقش های گوناگون و متفاوت بازی کرده و بازی او به شدت طبیعی و قابل لمس است.
محمد زاده به خاطر بازی های درخشان خود توانسته بسیاری از جوایز داخلی و بین المللی را تصاحب کند.
در حال حاضر بیشتر کارگردانان ایرانی به دنبال همکاری با او هستند.
نوید محمد زاده با بازی زیر پوستی خود توانسته تحسین بسیاری از هنرمندان پیشکسوت را برانگیزد.

تست کاریزماتیک
در ادامه تست جالبی برای تعیین شخصیت کاریزماتیک افراد قرار داده ایم. این تست در مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی و وال استریت ژورنال منتشر شده است.
6 سوال زیر را به دقت خوانده و به هر یک امتیازی بین 1 تا 5 بدهید و در پایان نتیجه تست را مطالعه کنید.
من کسی هستم که :
در یک جمع مورد توجه هستم؟
قدرت نفوذ روی دیگران را دارم؟
می دانم چگونه یک گروه را رهبری کنم؟
دیگران با من احساس راحتی می کنند؟
اغلب اوقات به مردم لبخند می زنم؟
می توانم با هر کسی همراه شده و ارتباط برقرار کنم؟
نتیجه تست
امتیازات کسب شده را جمع کرده و حاصل را به عدد 6 تقسیم کنید تا عدد جذابیت خود را به دست آورید.
اگر این عدد بیشتر از 3.7 است تبریک می گوییم! شما بیشتر از افراد معمولی جذاب و کاریزما هستید.





